|
دکتر سعید رحمت زاده پشتیری دبیرخانه مجمع هم اندیشان صومعه سرا
|
ارزیابی وضعیت سازمان برنامه و بودجه استان گیلان: سازمان برنامه و بودجه در سطح استانی یک دستگاه عموما بودجه ریزی و تخصیص بودجه تلقی می شوند و در واقع، غالب فعالیت های خود را در این حوزه متمرکز می نمایند و از وظیفه بنیادی خود یعنی برنامه ریزی فاصله دارند. تهیه و تدوین برنامه های بلندمدت، میان مدت و کوتاه مدت در سطح استانی (آمایشی )، بخشی و منطقه ای از اصلی ترین وظایف این سازمان است که می بایست یا به صورت مستقیم و یا تحت نظارت این سازمان صورت پذیرد. تهیه و تدوین این برنامه ها در واقع بودجه ریزی و تخصیص اعتبارات بخشی را نیز تسهیل نموده و نظام تخصیص بودجه را هدفمند و برنامه محور خواهد نمود. در حال حاضر تخصیص بودجه ارگان ها و دستگاه ها بر اساس درخواست دستگاه های مربوطه است و عملا سازمان نظارت علمی و اجرایی بر چرایی این تخصیص ها ندارد. شرایط امروز کشور ما با دهه های گذشته تفاوت های اساسی هم در موضوعات مختلف و هم در زمینه های مدیریتی و نظارتی و برنامه ای دارد. اگر در دهه های گذشته، بودجه ریزی و تامین منابع مالی پروژه ها عمدتا و شاید تماما بر اساس درآمد نفت صورت می گرفت اما مروزه این امر نمی تواند پاسخ گوی نیازهای مالی پروژه های توسعه ای و عمرانی کشور باشد. در دنیای امروز عموما تامین منابع مالی پروژه ها بر مبنای شیوه های نوین مشارکتی استوار است و همکاری بخش های خصوصی و عمومی با دولت در تامین منابع مالی و اجرایی پروژه ها، یک اصل اساسی است. امروزه دیگر شرکت های بخش خصوصی به عنوان شریک و همکار دولت به شمار می روند و رابطه آنها بسیار فراتر از دایره مشاور و پیمانکار می باشد؛از این رو، تدوین دستورالعمل ها و آیین نامه های مرتبط با مشارکت بخش های عمومی و خصوصی با دولت در تامین مالی و اجرایی پروژه ها از الزاماتی است که سازمان برنامه و بودجه باید مورد توجه قرار دهد. سازمان برنامه و بودجه استان باید حوزه های نظارتی خود را تقویت و کارآمد سازد و حوزه نظارتی خود را از بودجه به برنامه و آینده نگری تغییر دهد. انجام نظارت کمی لازم است اما نظارت سازمان باید به سمت مباحث استراتژیک ، کیفی و اینده نگرانه تغییر یابد. تحقق نظارت کیفی مستلزم این است که دیدگاه آینده نگرانه در سازمان تقویت گردد . مثلا به علت زماندار شدن پروژه ها و سرعت تغییرات به طور اخص در حوزه تکنولوژی ، بسیاری از پروژه ها از حیض انتفاع خارج می شوند و یا این که نیازمند اصلاح هستند ؛ یعنی بسیاری از پروژه ها هستند که ممکن است مطالعات کارشناسی آن دقیق نبوده و یا دیروز و حتی امروز نیاز جامعه بوده اما در آینده هیچ تاثیری ندارد و فقط هزینه های دولت را افزایش می دهد . در این شرایط تنها یک سازمان نظارتی کیفی و آینده نگر و آینده پژوه و برخوردار از تفکر استراتژیک ،می تواند از تحمیل هزینه های بیشتر این نوع پروژه هاو موضوعات نظیر این ، به کشور جلوگیری کند. سازمان برنامه و بودجه استان باید واجد ویژگیهای هوشمندی بوده واز نیروی متخصص و اتاق فکر قوی بهره مند باشد.استفاده از فناوریهای نوین، بهرهگیری از دانش و تجارب جهانی، شناخت ظرفیتهای بالفعل و بالقوه، منفعل نبودن، تحلیل مستمر و واقعبینانه شاخصهای حوزههای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، زیربنایی و ... در سازمان ضرورت دارد . از سوی دیگر بهعنوان یک نهاد سیاستگذار، سیاستساز و تصمیمگیر و نیز ناظر و ارزیاب بینبخشی باید بتواند با برخورداری از ارتباطات بینسازمانی وظیفه نظارتی خود را محقق کند. استفاده از مدیران و کارشناسان متخصص مرتبط و مسلط برای سیاستگذاری و برنامهریزی در ستاد سازمان یک نیاز واقعی است . یکی از مهم ترین مشکلات سازمان فقر نیروی انسانی متخصص و آموزش دیده و مجرب است ؛ بنابر این ، اگر قرار است سازمان برای استان برنامه ریزی کند و آینده نگر ، جامع نگر و توسعه محور باشد ، باید درک درستی از تغییرات اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی داشته باشد . فهم درست این تغییرات مستلزم وجود عناصر انسانی مجرب و کار آزموده در ستاد سازمان است تا بتواند به شکل صحیح و به منظور حل مشکلات آتی نه روزمره ، برنامه ریزی کند. برنامهریزی، نوعی پدیده عینی اجتماعی است و خصوصیتهای ویژه خود را دارد و در عین حال، یک رویداد منحصربهفرد نیست که دارای یک ابتدا و انتهای مشخص باشد، بلکه یک فرایند مستمر و دائمی و منعکس کننده تغییرات و در صدد رسیدن به اهداف است. بدون برنامه ریزیهای دقیق، امکان ادامه حیات نیست . برنامه ریزی، مستلزم آگاهی از فرصتها و تهدیدهای آتی و پیش بینی شیوه مواجهه با آنها است. نظام برنامه ریزی در کشور از بالا به پایین است و این چرخه باید معکوس شود و برنامه ریزی از پایین به بالا شکل گیرد . برنامه ریزی باید در کل کشور همگن باشد اما شناخت مشکلات و مسایل باید متناسب با ویژگی های اجتماعی ، فرهنگی ، جمعیتی ، اقتصادی ، اقلیم و جغرافیای استان ها تهیه شود. یک برنامه تیپ برای همه استان ها نه منطقی است و نه شدنی. نظام آماری استان ، دقیق نیست و ضعف های فراوانی هم در این خصوص وجود دارد . مادامی که آمارهای استان به درستی جمع آوری، استخراج ، پالایش و تولید نشود، نمی توان برای آینده استان بدرستی و به دقت برنامه ریزی کرد و جهت گیری های آینده را پیش بینی نمود ؛ بنابر این ، این نیاز وجود دارد که در خصوص اصلاح و پالایش و تهیه نظام آماری دقیق استان، اقدام لازم صورت پذیرد. سازمان برنامه و بودجه در استان نیازمند استفاده از ظرفیت های علمی نخبگان، شخصیت ها، تشکل های تخصصی، مراکز پژوهشی حرفه ای و دانشگاه هاست. این موضوع باعث می شود که سازمان با جامعیت بیشتری اسناد و برنامه های توسعه ای را با خطای کمتر و با بیشترین دقت و موفقیت تهیه نماید. معمولا مشاهده می شود که نتایج حاصل از مطالعات فنی و تخصصی برنامه ریزی، خوشایند مدیران استانی نیست، به این دلیل که عقلانی بودن و تکیه بر ظرفیت های واقعی بومی برنامه با دیدگاه آرمانی مدیران مغایر است، مثلا اگر گفته شود که استان ظرفیت صنعتی شدن و یا برخی از صنایع با ویژگی های زیست محیطی سازگاری ندارد سریعا واکنش منفی نشان می دهند و در نهایت آن چه که تدوین و یا عملیاتی می شود نه تنها از دقت های علمی وکارشناسانه بدور است بلکه آن چه عمل می شود نظر و خواست مدیران استان است؛ در واقع مساله این نیست که توان حرفه ای برای تدوین برنامه های واقعی وجود ندارد، بلکه مشکل در گرایش شخصی و سیاسی و آرمانی مدیرانی است که می خواهند خواسته خود را بر برنامه های مطالعه شده،ترجیح دهند. واقعیت این است که توان بدنه کارشناسی ستاد مدیریتی استان با توان تخصصی تشکل های حرفه ای برابر نیست و همین موضوع موجب اخلال و زمانبر شدن برنامه ریزی و تهیه اسناد مرتبط می شود. به عنوان مثال مطالعات آمایش باید یک ساله انجام شود، اما بدنه کارشناسی ستادی با مقاومت، زمان زیادی را صرف بررسی کارشناسی می کنند. مشکلات باید در زمان خود و با روش مناسب و با کمترین هزینه حل شود.این که امکان حل مسایل در هر شرایطی هست یک خطای راهبردی است . اگر شرایطی ایجاد شود که زمان و منابع از دست برود، این نقطه شکست است. مباحث توسعه ای، ادامه دار و به عبارتی فرایندی است و نمی شود به آن مقطعی، فصلی و گسسته نگاه کرد؛ بنابراین، برنامه های توسعه ای به طور مداوم به پایش و اندازه گیری و اصلاح نیاز دارد. برای این امر باید این آمادگی ساختاری و ذهنی در سازمان برنامه و بودجه استان ایجاد شود.سازمان باید توان اصلاح داشته باشد و اگر اشتباهی بود باید به سرعت شناسایی و اصلاح شود و نباید بر روی کارهایی که خطا و اشتباه هستند، مقاومت صورت گیرد و سکوت در برابر این خطاها به کشور و مردم هزینه های زیادی تحمیل می کند. موضوعات مرتبط: دبیرخانه [ شنبه شانزدهم تیر ۱۴۰۳ ] [ 8:19 ] [ محمد حسین مساح جوریابی ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |